تبليغاتX
حس شیشه،می نویسم تا افعی خودکشی کند!


گفتگوی ویژه ی زنده ی تلویزیونی شبکه شیشه با جناب کارشناس"علامه دهر "
موضوع گفتگو : آیا هزارپا ، واقعا هزار پا دارد ؟ چرا ؟

به نام پیوند دهنده ی قلب های تیر خورده ی روی دیوارهای کاهگلی ...

- سلام بینندگان.بعد از پرسیدن احوالات ننه بزرگ و نوه ی پدر جد فلانی ...میریم سر اصل مطلب:
- جناب کارشناس"علامه دهر"با بینندگان یه سلامی داشته باشید تا بحثمون رو شروع کنیم.
* با عرض ...
- پوزش می طلبم میون حرفتون ..... بینندگانِ جان ، لطفا چند دقیقه پیام بازرگانی جهت سیر کردن شکم اهل و عیال دوستان صدا و سیما تماشا فرمایید !

دیلینگ دیلی لی لینگ  

بچه های تو شیکم مادر ...
شیش ماهه ها ....
اولی ها ، دومی ها ، سومی ها ... 
چاقولو ها  چوب کبریت ها ...
داوطلبان کنکور هر سالی از 1389 بگیر برو تا قیام قیامت و حتی بعد از اون ...
هرکی بالا خونه ش رو داده اجاره،مخ ش هنوز آکبنده،کله ش تاب داره(سرسره هم قبول میکنیم)!
با ما فقط به شهر و رشته ی موردنظر خودمان بیاندیشید ....
بیاین ب.رین به کانون و
گاج (این اسم برای روحیه دادن به درختای لاجون "کاج" باغ حسنقلی خان من باب پربارشدن و موز دادن با افزودن یه سرکج الهام گرفته شده ...!، می دونستی ؟...نچ )
اکسین (دیدن "ژ" چشم بصیرت میخواد ...<این برداشت مابوده >)
زبدگان دانش
پیروان دانش
رهروان دانش
پیام دانش
بابابزرگ دانش ، عمه دانش ( کلا خانواده دانش .... <برای جمع بندی بحث دانش> )
تلاش و کوشش
۱، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 6 ، 7 ، .... آخرش می رسه به پارسه
گاگولان دانش ( این چون تازه تاسیسه هزینه تبلیغاتش رو شبکه تقبل می کنه ...)
کانون هرمی آموزش
و
...
وا حیرتا ...!!! وا غیرتا ...!!! وا حافظه تا !!!!
"شیشه دانش "یادم رفت  ....
وَ وَ وَ .....

(یک ساعت گذشت < بدون اغراق >)

- خب دوستان ، داشتیم عرض می نمودیم ، علامه جان به نظر شما "آیا هزارپا ، هزار پا دارد ؟چرا؟ "
*ببخشید ، قبل از جواب دادن می تونم از شما یه سوال کوچیک بپرسم ؟!!!
- از من ؟ ... خواهش می کنم این برنامه متعلق به شماست ، شما به اندازه پاهای هزارپا سوال بپرس! شما تاج سر مایی، هلو ،شفتالو ،آلبالو ،گردالو، لولو، گولو ،....! فقط راحت باشه ...
* شما نسبت به بنده لطف دارین ولی می خواستم بدونم چرا شما چشم بسته غیب میشین ؟
- ... واقعا عذرمیخوام . از اتاق فرمان اطلاع دادن چند .... دقیقه .... پیام ...

زیلینگگگگگگ دیلینگ زیلینگ وینگ لینگ

ننه کلثوم به گلابتون :
گلابتون جونم
الهی قربون موهای حناییت برم که مثه آنشرلی می مونه ...
الهی بابات پیش مرگت شه  ...
پاشو مادر ، پاشو برو خونه همساده پشتیبانت زنگیده ...
تو که می دونی به خاطر قبول شدن تو یه دونه بچه م تو دانشگاه ، رفتم قوری و کتری و یخچال جهیزیه م رو فروختم ، آفتافه مسی رو یادته ؟! یادته چقده بابات دوستش می داشت ؟! اونم فروختم ، وای ... النگوهایی که ننه م سر عقدم دستم کرده بود رو که دیگه نگو ... اونارو هم فروختم ، الانم که دارم رخت های همساده ها رو می شورم برا اینکه خرج کلاس های کنکورت در آد ننه ....
پاشو عزیزم .....
بددددو برو  دیگه ....
قطع می شه واااااااا ....
(<گلابتون با بی میلی > : ...
نیگا یه دقیقه می خواستیم گفتگوی زنده شبکه شیشه ببینیم هااااااا ... )
< فقط به خاطر دل ننه کلثوم ........... رفت ...>

( یک ساعت گذشت <با اغراق>)

- با عرض پوزش از بینندگان محترم ، کارشناس برنامه تحت تاثیر فداکاری های کلثوم ننه ، واقع شدند و قادر به ادامه گفتگو نیستند، فقط گفتند به شما بگوییم : "مهم نیست هزارپا چند پا دارد و چرا دارد، مهم این است که با آن پاها در چه راهی و به چه منظوری قدم می نهد ".
دوستان ، فراموش نکنید که افلاطون میگه :
« هر شوخی بر مبنای یک اصل جدی است ... »

ایام به کام

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 13:57 : به قلمکوثر |


آن ها زندگی شاد و معمولی داشتند
هر کدام جایی
برای خود زندگی می کردند
حتی
آن موقع ها لایه ی اوزون سوراخ نبود
روزی از خاک
یک صدای عجیب و غریب آمد
دنبالش هم
یک موجود عجیب و غریب تر (موجود دلالت بر افراد دارد نه فرد ! )
بعد از آن بود که
نظم جهان به هم خورد !

30 شهریور . 21 سپتامبر
و جهان از فرط شعف تو پوست خودش نمی گنجه ...

می دونی وقتی که خدا داشت بدرقه م می کرد بهم چی گفت ؟
گفت : جایی که داری می ری آدمایی داره که می شکننت ، نکنه غصه بخوری !!
تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری ، قلب می ذارم که جا بدی ، اشک می دم که همراهیت کنه ،و مرگ که بدونی برمی گردی پیشم ...
.
.
.

حس متفاوتی در اقیانوس احساسات ما شناکردن آغاز میکند ...
همین !!!

طی دو پست قبل سر شماره انتخاب کردن ما رو زجر دادین اساسی!!! ایشاالله خدا زجرشون بده اساسی تر!!!! (و بعدش زیرلب گویم : خدایا! بی اثر که نه ، کم اثر باشد ) آخرم بعد کلی خواهشا و لطفا و ... 7 نفر خودشون رو کشتن و انتخاب کردن و البته ما رو مشعوف نمودن و جایزه شون هم نفری یه ساعت مچی با آرم شبکه شیشه ست که میدم خرشرک واسشون ببره حالا کی به دستشون بر3 ، اون دیگه بستگی به شارژ کارت سوخت داره!!!
اینم نتیجه ش: ( شما در بچگی این گونه بوده اید ! )
1- قشنگ 2- شکمو 3- سوسول 4- جیشو 5- دماغو 6- افاده ای 7- بازیگوش 8- تمیز 9- شیطون10-خل!

خب ... ! خودتون انتخاب کردین دیگه . امیدورام به دل نگیرین ...

خدایا ،
بچه تر که بودیم
با هم دعوامان می شد
سر هم داد می زدیم
قهر می کردیم ؛
ولی خب ... این قـَـدَر از هم دور نمی شدیم !

بعد از این در آسمان خانه باید ساخت
زمین جای امنی نیست !

پ.ن1 : اگر انسان ها بدانند با هم بودنشان محدود است محبتشان نامحدود می شود . 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 10:59 : به قلمکوثر |


پ.ن4: چقدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ، نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن، با اين حال مدام شعر عاشقانه مي‌خوانند!!!

اینجا هرتستان است وُیس و پیکچر جمهوری دموکراتیک و البت اسلامیک شیشه 

--->>در پرو رسم بود وقتی زنی یک سیب زمینی زشت پیدا می کند آن رابه صورت اولین مرد بزند !
my comment : یه سیب زمینی زشت پیدا کردم مردش بیاد جلو !

--->>زنان یک قبیله ی آفریقایی برای زیباتر شدن مرتب صورت خود را خراش می دهند!
my comment : زیبایی در عرض چند ثانیه به دست خودتان به صورت کاملا مفت و مجانی . سریعتر اقدام کنید !

--->>این قسمت سیاسی بود و طبق نظر صاب بلاگ و برای جلوگیری از برخی اغتشاشات دیلیت شد!
my comment : 30یاست رو می بینی؟!!! تهه دموکراسی ...

--->>زنان قبیله "تحاوی" درجنوب اقیانوس آرام از زمان تولد ازدواج می کنند!
my comment :منتهی الیه بدبختی !!!

پ.ن1: تو اون پست گفتم "گاهی" دچار کمبود موضوع می شم چهار نفر بنده رو عرق به جبین کردن و شیش تا موضوع دادن و از اونجا که بنده عمرناش اهل تبعیض نیستم و البته برای انتخاب موضوع دچار شیش گانگی ارزشی شدم عنوان این پست به هیچ کدوم نرسید تا مبادا اونی که موضوع پیشنهادیش مطرح نشده ناراحت شه !
خراب رفیق که می گن یعنی همین دیگه ، یکی ما رو تحویل بیگیره !
بی مطلبی: با موضوعاتی که دادین تا آخر سال آکبند شدیم!
علم بهتر است یا ثروت ، در آینده می خواهید چه کاره شوید ، تابستان خود راچگونه گذراندید: دوران سیاه عمر بنده در زنگ های انشا خلاصه  می شه ، همه ش خاطره س ! 
شهرت و محبوبیت: چندان با روحیات ما سازگار نیست !
مرگ:  ... & end of life
ناگفته نماند یکی دو تا از این موضوع ها خیلی چشمک می نوازن و شرح بیشترشون بماند برای بعدها !

پ.ن2: گفتم یه شماره انتخاب کنین هااااا ببین چطور آدمو زجر میدن بین این همه آدم فقط و فقط یه نفر انتخاب کرد که این واقعا عجیبه ! یکی می گه مشکوک می زنه اون یکی میگه نامفهومه . اگه قلنبه و سلنبه رو هم روش بذاریم دیگه کلا اینجانب از خودش و خط خطی هاش نا امید می شه !
از 1 تا 10 یک شماره انتخاب کنید ! ..... لطفا

پ.ن3: "حس شیشه، می نویسم تا افعی خودکشی کند " شاید این اسم برا قدیمی ترها آشنا باشه قبلا اسم بلاگم اینطور بود به یاد اون موقع ها دوباره برای یه مدت گذاشتم !

پ.ن5: اشتباهي که همه عمر پشيمانم از آن ، اعتماديست که بر مردم دنيا کردم ، پيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت....؟ خودمانيم....!!!زمين اين همه نامرد نداشت.

-----------------------------------------------------------
ویرایش شده در  31مرداد 1388 توسط خودم !!!


**شهر الرمضان الذی انزل فیه القرآن **

نه حال و حوصله ی نوشتن پست جدید رو داشتم و نه می شد که این ماه مبارک و اومدنش رو نادیده بگیرم . فقط اومدم یه کوچولو تبریک بگم . امیدوارم که بهترین استفاده رو از این ماه بزرگ و پربرکت ببرین و ما رو هم تو دعاها و راز و نیازاتون فاکتور نگیرین لطفا ...!!!

یه بچه خاطره از اولین سحری ماه رمضون امسال :
اول بگم وقتی آدم به زور از خواب بلند می شه ، حادث شدن یه همچین سوژه هایی هم دور از انتظار نیست !!! سحری رو که خوردم رفتم مسواک بزنم یه آن دیدم جای خمیر دندون ، کرم ضد آفتاب دستم گرفتم !!!
اوه اوه اوه ...
خنده نداره که ! اِهه !  ... !!!
و حالا بماند که چه تیکه هایی که نثار شخص شخیص بنده شد و نشد !

شادباشی

پ.ن: موقع ربنا / التماس دعا



+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 13:59 : به قلمکوثر |


یک مثقال سلام از جنس شیشه (همون شیشه های مثقالی)
نرخ دستم نیس ولی باید گرون باشه !
بهله
پیام بازرگانی جهت هوشیاری کامل بعد از ....

پ.ن 1: با اینکه برا پست قبل چندتا پند دوستانه و یا چندتا وارنینگ الکی رسید و منم سعی کردم "دکوری" جدی بگیرم ولی همچین بدم هم نمیاد بازم یه پست سیاسی بذارم!خیلی حال داره به جان فلانی !
البته با توجه به اصول هرسخن جایی و هر نکته زمانی دارد و "چار دیواری اختیاری" !
بی خی خی یال !

ما يك خدا داريم
و روح
و وسایلی مثل دل
و خرت و پرت هايي مثل ذهن و حواس
یک چيزهايي هم مثل قا قا لي لي برايمان گذاشته اند مثل بهشت
با اين حساب ما " واقعا " موجودات خوشبختي هستيم!

اولی رو که داریم یعنی همه چیز
و دومی رو اولی با نهایت سخاوت از روح خودش بر ما دمید
و وسایلی داریم که برای دوست داشتن و دوست داشته شدن نیاز است
و اگر از خرت و پرت هایی که داریم درست و به جا استفاده کنیم
جایزه ش یه قا قا لی لی خیلی خیلی با ارزشه
پس واقعا "خوشبختی" چیز دوری نیست
و همه ی همه ی همه ی این ها از عنایات همان اولی ست
حسش می کنم !
کاش همه چیز به همین سادگی بود ! کاش !!!

زیر نویس : گویا مایکل جکسون هم گور به گور شد !
تیتر گور به گور شدن به قولی این ستاره سرشناس :مایکل جکسون، ستاره موسیقی پاپ روز پنجشنبه، 25 ژوئن در سن پنجاه سالگی در لس آنجلس درگذشت.
عجب تیتر مضحکی !
ستاره موسیقی پاپ ؟! سرشناس ؟! استغفرالله! حیف میگن نباید پشت سر مرده حرف بزنیم و گرنه ...
به ما چه !ناگفته نماند الان تو جولای هستیم حتما میخوان براش چله بگیرن !

میخوای بدونی بچگی هات چه شکلی بودی؟
چه می خوای چه نمی خوای از 1 تا 10 یک عدد رو انتخاب کن !

پ.ن2 : پست طولانی شد و هشدار برای اول خوندن و بعد کامنتیدن واجب !
پ.ن3 : اگه سیاسی بکامنتی یه کاری می کنم که چشمات بچرخه به سان چرخ های دوچرخه!
پ.ن4 : برا پست های بعدتر موضوع پیشنهاد بدین بنده گاهی دچار کمبود موضوع می شم!
پ.ن5 : اگه یه روز حس کردی دنیا و آدماش به تو اخم کردن ، دلیلشو تو لب های بدون لبخند خودت جستجو کن!

end

+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 13:50 : به قلمکوثر |


بر مشامم می رسد هر لحظه بوی تابستان

سلام به همه ی دخترا و غیر دخترا

و همان احوال پرسی همیشگی که امید می رود متفاوت بخوانی و کمی ذوق اندود شوی !

بچه بشین یه شخصیت نه چندان مهم داره با چند میلیون شخصیت مهم می حرفه
یکی می گفت : مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره . . .
چه می دونم والا
هر کی با هر فکر و هر نظر و هر عقیده ای آزاده که هرجور دوست داره برداشت کنه !

زنده باد ایران آریایی و دست مریزاد به همه ی ایرانیان فهیم و غیور و همیشه در صحنه و باحال و خوشگل و از این چیزا....
بیخود نیست که استاد گرام با یک متر ریش وقتی سرود :«... همه ی جان و تنم  وطنم وطنم وطنم ....» پخش می شه هوینجوری اشک می ریزه !!!
دلم نیومد از حضور 85 % هیچی نگم!
دموکراسی  ...
خیلی کیف کردیم !
تا کور شود هر آنکه نتواند دید علی الخصوص یانکی ها ( ی=د )
و من چندی ست به این فکر می کنم که کور خوابش را چگونه می بیند ؟!!
رفیق جان
مراقب بوسه هاشان باش ، در دهان رتیل می پرورانند!

شنیده نگیر : .!?@؟!. این پست هم به مانند سایر پست ها اندکی لباس ویرایش به تن کرد .!?@؟!.
نقطه سر خط
وین دایر می گه : انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان ، یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده ...   
یک تیکه ی باد آورده :گاهي وقتا آدما در عرض چند ثانيه دل كسايي كه دوستشون دارن رو ميشكنن منو بابت اون ثانيه ها ببخش !!!
توضیح جامانده از اواسط : ریش بلند ، موهای دم اسبی ، گیوه های سفید ، عینک های تپل ، لباس های آنتیک و گاهی کله های کمی حساس به مو و هر ازچند گاهی هم هیبتی متناسب ،شیک و ... همه از ویژگی های اساتید موسیقی ست که جای بحث دارد و شرح بیشتر آن در این پست نمی گنجد !

شیشه وارنینگ : اگه نظرتون درمورد نتیجه انتخابات مساعد هست که هیچ(مشکلی نیست) اما اگه مساعد نیست ( به ما چه ؟!) سعی کنین مساعدش کنین به هر حال بیست و چهار و خورده ای میلیون نفر رای دادن و همه باید تبعیت کنن .
فقط چیزه ... هیچی !!!
والسلام

پ.ن 1 : کوثر و سیاست ؟!
پ.ن 2 : امید می رود مطالب نه چندان موزون این پست ، خوانا و باب دندان وب گردان گرام باشد !
پ.ن 3 : روز مادر رو به همه ی مادرای گل تبریک می گم



+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 13:53 : به قلمکوثر |


جییییییییییییغ!!!

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

و السلام علی المومنین و المومنات والمسلمین و المسلمات و السوسولین و السوسولات و الجذابین و الجذابات و التاجین التاجات واللنگین واللنگیات و البیوتی فولین و البیوتی فولات و العاشقین و العاشقات و الوبلاگ نویسین والوبلاگ نویسات و الجیگملین و الجیگملات  والچندشناکین والچندشناکین و المرفهین و المرفهات واللاتین واللاتات و المنفیین والمنفیات والمثبتین والمثبتات و الژیگولین والژیگولات و الغیرتین والغیرتات و ... 

اصل موضوع هی منتظر موند هی منتظر موند هی منتظر موند و وقتی دید این سلام الابتدا فی الفینیش ادامه داره دمشو دوخت به پشتش و سوار خر شرک شد ( البته خر رو اون وسطا توقیف کردن و مجبور شد پیاده بره ) پس رفت حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کرد
برا  برگشتنش هم شرط گذاشت :
1- شرک خرشو میخواد .
2- یکی باید منو با احترام سوار لامبورگینی کنه برگردونه
3- یکی هم باید تمامی هزینه های من رو با یه چک سفید امضا بسلفه .

 مسئله با یک اپسیلون احترام و یک دستگاه فولکس و یک قرون پول سیاه رفع و رجوع شد و شنیده نگیر که شرط اول پیچونده شد...
بی خیالش ...
سانسور !!!
وقتی عقیده عقده خوانده میشود
و نور چراغ در آب مهتاب
تلقی
و متانت زمین
زیر برف یخ میزند
نان از یتیم خانه می دزدیم و می فهمیم
دزد اشتباه چاپی درد است

نکته ی مهممممممممممممممممممممممممممممممم : اصل مطلب :

استقلال زلزله    /  محبوب هر چی دله

* قهرمانی مبارک *

پ.ن1 : سرور هرچی لنگیه / امیر قلعه نوعیه     آبیته 100%
پ.ن2 : فراوان لبخند بزن هزینه ای ندارد و ارزشش قابل تصور نیست .
پ.ن3 : عادت کن چنان درحق کسان خوبی کنی که هرگز نفهمند تو بوده ای .



+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 13:47 : به قلمکوثر |


سلامی چو بوی دلنواز عید !

حال شما ؟

احوال شما ؟
(البته می دونم که چو دانم و پرسم سوالم خطاست ولی تکرار مکررات گاهی اجتناب ناپذیر است )

اصل کاری
عید اومده  ... عید اومده ... عید اومده بهاره .... شادی رو به خونمون میاره .... هر چی از خدا میخوای واست هدیه بیاره .... بقیشا خودتون می دونید !
به هر حال خوش اومده اونم شدید و ایشالله  هر کی آرزو داره به آرزوشم برسه  
ماشا الله هزار ماشا الله میری بیرون درختا از خودشون شکوفه ول کردن ( مثه درختای حیاط خونمون) به چه خوشگلی بیا و ببین . بلبلا با دیدن اونا به هیجان میان و عرعر می کنن . عشق و عشق بازی ... واس خودشون خوشن . هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی...
سال نو شد اینا آدم نشدن . طبیعته دیگه چه می شه کرد ....

هر کی بعد از چهار شنبه سوری زنده مونده خوش به حالش  

سالشا نو می کنه  

سال نو مبارک



+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 9:10 : به قلمکوثر |


علیکم السلام

« تعیین کنندگان وقت آپ کردن دروغ گویانی بیش نیستند ما آپ نمی کنیم مگر ناگهانی ! »
!!!!سانسور !!!!

احوالات ؟!

یک پارادوکس :
سقراط گفته یونانی ها دروغگو هستند ولی خود سقراط هم یونانیه پس دروغ می گه که یونانی ها دروغ می گن پس یونانیها راست گو هستند و سقراط هم که یه یونانیه پس راستگوست پس راست می گه که یونانی ها دروغگو هستند پس آخر یونانی ها دروغگو هستند یا راست گو ...؟؟!!

ازمیان معبران عزیز و کوکب شناسان توانگر و معبران معبد آمون و همه خواب گزاران قدیم و نو چه کسی قادر به تعبیر این خواب است :
خواب دید : دوستشو چون تو یه کاری که بهش مربوط نبوده فوضولی کرده بوده تا میخوره می زنه ،بد، اساسی ، سوزناک و وحشتناک بعد هم زبونشو می بُره و می ندازه یه گوشه ....... آخر سر هم به مصدوم که از دهنش خون می اومده می گه : ببخشیدحواسم نبود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چهارشنبه سوری نزدیک است مراقب خود و بغل دستی تان باشید !
پیام امنیتی : « پدرم مادرم دخترم پسرم برادرم خواهرم کوچولو بزرگو و همه ی دوستان :دست از ترقه و زرنیخ و کپسول و خمپاره و مسلسل و توپچه و بمب ( مشقی یا املایی ) وسیم ظرفشویی و اینا بردار یهو دیدی اون دستتو برداشت رفت و چون ! اون که رفته دیگه رفته دیگه برگشتن نداره ! دیگه برنمی گرده » باتشکر ، یک داغ!(ن)!دیده  

و اما عید نزدیک است و چه زیباست گر در آن لحظه تو با او باشی !
تنها یک هفته ی دیگرفرصت باقیست . همه سرشون شلوغه ( برای خلوت کردن سر نیم نگاهی به آرایشگاه و سلمونی بینداز) خلاصه اینکه کلی کار داریم ازیه طرف کوزت بازی و خونه تکونی و دل تکونی و ...  از اون طرف هم باید این حاج خانوم ( خواهرم ) رو ببریم محل خسبیدن تیاره ها ، سوار تیاره ش کنیم بفرستیمش مکه ( خونه ی خدا ) بلکه برا همه مون دعا کنه .... ( تا این لحظه شونصد هزار مداد جهت قبولی در کنکور بهش دادن ببره طواف بده )....

کوتاه : امیدوارم که سال خوبی رو شروع کنین اگه تو این سالی که دیگه تهشه و یه هفته دیگه 7 می شه 8  ، حرفی زدم یا سخنی شوت کردم که باب طبع کسی نبود پوزش ما رو پذیرا باشید ( این که قصد ما مزاحه بوده ، هست و خواهدبود بر همه مبرهن است ) حلالمون کنید .
و در آخر  : 87 که داره تموم می شه با تموم خوشی ها و ناخوشی هاش که خوشی هاش رحمت و ناخوشی هاش باحکمت بوده . به خاطر ملایمات و ناملایمات سپری شده شکر !!!

خاطرتو میخوام قدر شیشه ی عمر یه دیو سه سر کف بر و تو دل برو
قربان تک تکتان 
کوثر

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 12:26 : به قلمکوثر |


کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!! دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسموني شم! آسمون که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد حس ميکردم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند بارون رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت: خدا دلش از دست آدما گرفته !!!

ازدواج دختر  9 ساله ی هندی با یک سگ : رسانه های دولتی هندوستان از ازدواج اجباری دختر هندی با یک سگ خبر دادند . به گزارش خبرگزاری ها ،«کارمونی هاندسا» دختر نه ساله اهل قبیله سانتال در یکی از روستاهای دور افتاده در 60 کیلومتری کلکته ،با اجبار پدر و مادر و بزرگان قبیله اش مجبور شد برای دور کردن « روح شیطان » و « افسون های پلید » از این قبیله و باطل شدن سحر و جادو تن به این ازدواج دهد . بزرگان قبیله نیز به خبرنگاران گفتند : این ازدواج هیچ تاثیری بر زندگی این دختر نمی گذارد و او را از شر ازدواج دوباره در سن جوانی راحت می کند. ازدواج دختر و سگ با حضور 100 مهمان و بزرگان قبیله صورت گرفت .

نمی دونین چرا این تیکه ی چندشناک رو نوشتم ؟
میگم این دختره چیزی حالیش می شده ؟
ننه باباش به قول کدو خلاق (خر و الاغ ) بودن ؟
یعنی اون سگ برابر با یه پسر بوده ؟
یا ... ؟ (فمینیسم بازی درمیاریم و ... می گذاریم )
نمونه ای دیگر از قوم لوط ؟
آخرالزمان نزدیکه ؟
هیس !!!

پ.ن 1: اون دفعه خیلی ها کلشون هوس گیوتین کرده بود هااااااااااا برا اینکه گیوتینمون یه دونه ست و اونم باید حروم این قبیله سانتال کوفتی بشه حکمشون لغو و عفو بین الملل شاملشون می شه نبینم دوباره نخونده بکامنتیاااااااااااا دیگه از این عفوا خبری نیست ...

پ.ن2 : اس اس آسیایی همیشه قهرمانی 

پ.ن3 : ولنتاين مبارک
.
.
تا عمر ما باشد به دنيا ما رفيقيم ، ترسم بميرم حس کني ما نا رفيقيم !
ولنتاينت مبارک رفيق هميشه ...

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 10:53 : به قلمکوثر |


سلام

در کودکی به آب دست کشیدم / روی تخته سیاه / بزرگ شدم / صفحه ی سیاه ساعتی / مچم را گرفت / به دنبال کسی بدوم / که نمی دانستمش / امروز می دانمت / و می دانم که بین رفتن و ماندن در مانده ای / وقت رفتن / کفش های سیاهت را نپوش /می ترسم بهمن تقویم فرو ریزد  

بدون مقدمه چینی : خر شانس یعنی بنده قراره تمثال منا به عنوان خوش شانس ترین شخص دنیا بچسبونن سر در کاخ سفید ، اون از روز تولد خودم که نوزده رمضان بود اینم از تولد وبلاگم که دهم محرمه . شادی ممنوع . لباس سیاتا بپوش .محض کیفور شدن احوالات و در صورت واجب شرایط بودن نیم نگاهی به پایین بینداز ...

 *  خواهشا افراد روغن نباتی خور ، ضعیف البنیه و هموژنیزه از خواندن مطالب زیر جدا خودداری نمایند.

اسم وبلاگ : اسم این وب ایهام داره یه شیشه داریم که همین شیشه های معمولیه دیگه صاف و ساده و عقشولانه و اینا مخصوص عشقی ها و احساساتی ها  ، اما اون یکی شیشه : اون یکی شیشه ( جزو خانواده های کریستال و ماری جوانا و حشیش و ...) که حسش افراطیه و می ری تو دنیای پری ها و حوری ها (اصلا توصیه نمی شه برای طفلان صغیر ) مخصوص آدمای خفن و گیر و از این قبیل موجودات یه سر و دو گوش...
اسم خودم : با این که تو چندتا فرهنگ نام اسممو تو اسم پسرا نوشتن... ولی شک نکنید که کوثر اسمه دختره ، یه چند نفر که یا نمی دونستن کوثر اسم دختره یا پسر یا فکر می کردن اسم پسره اینارو گفتن :یه آقای گنده ی با شخصیت : ببخشید خانوم یا آقای محترم ......
یه آنتی دختر نسبتا گیر : بیا که دخترا دارن بابامو در میارن دهنمو آفساید کردن بیا اگه خواستی نویسنده ت هم می کنم هر چی لازمه خصوصی بهم بگو ... منم خصوصی گفتم : شرمنده کوثر اسم دختره ....حالا بریم ضایعشون کنیم یا من ضایعت کنم ؟ کاریت ندارم تو مراممون نیس ...( بیچاره معلوم نبود دخترا چی به روزش آورده بودن ، حالا پست هاش هم اونقد توهین آمیز نبودا ..... )

از اسم در میایم می ریم تو خط یه چند تا سوتی از خودتون و خودمون :
یکی از خودم : یه دفعه داشتم طبق عادت همیشگی تولد تبریک می گفتم ، با این متن : تولد ... رو با تقدیم دو تا سبد گی اطلسی بهش تبریک می گم ( به جای گل نوشته بودم گی ، اشتباه لپی بود، اصلاح شد ... ).
یکی هم از شماها : یه دفعه به یکی که منظورمو نمی فهمید گفتم : عیب نداره تو بالاخره خوب می شی . طرف گفت : مگه من بدم ؟؟!!!! ( داشتم از خنده می مردم  ..... به پا نری پهلو حوری ها .... )
یکی دیگه ( این سوتی نیس دعواس ) : یه دفعه شکر خوردم به یکی گفتم تازه کار ، تمام ایل و تبار و خواهر و دوست و آشنا و غریبه ریختن رو سرم که چرا به فلانی گفتی تازه کار !!!  از نظر شما تازه کار فحشه ؟!
داستان فحش های ترکا رو هم که خودتون می دونین دیگه ، گفته بود : الا یا فارس خر منم یا تو ....

با اینکه سوژه های زیادی در این مورد و سایر موارد فوق موجوده ولی وقت تنگه و غروب نزدیک ....

داستان مماخ ابتدا در متن اصلی بود بعد حذف شد و هم اکنون در ادامه مطلب موجود است . در صورت تمایل ...

*  خدا می دونه چقد از سر و تهه این پست زدم تا کم بشه بتونی بخونی پس سعی کن اول بخونی بعد بکامنتی و گرنه باید یکی از سه مجازات زیرو انتخاب کنی : 1. طناب دار .2. صندلی الکتریکی 3. گیوتین . که من آخریشو پیشنهاد می کنم ، هم واس من راحت تره هم  واس خودت کلتا میذارم زیر گیوتین ... درد هم نداره  .... آنیه ....
به قول مرجان مرگت یک میلیاردیم ثانیه جلو می افته ...

پ.ن 1 : سیلوانا : آغاز سال  2009 میلادی و کریسمس به شما هیچ ربطی نداره ، پس به فکر محرم و لباس مشکی باش .
پ.ن 2 : می دونی کی می فهمی دنیا دو روزه ؟ وقتی اونی که دوستت داره بگه تا آخر دنیا باهاتم !
پ.ن 3 : شکوفه های صورتی هدیه ی مهربونی هات / دار و ندارم یه دله اونم فدای خنده هات

تولد مرجان گل ویتامین ام رو که ۲۹ دی هست با یه سبد یاس خوشبومی تبریکیم .
تولد دادا محسن هم که ۳۰ دی هستا به هزار تا شاخه گل رز تبریک می گیم .
ایشالله صد و نود و نه ساله شین .

 

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 13:0 : به قلمکوثر |

می گویند شیشه احساس ندارد ولی نمی دانم چرا وقتی روی شیشه ی بخار زده نوشتم : دوستت دارم آرام گریست !!!
-----------------------------------
سلام
کوثر هستم
بچه شهر هرت
(جایی که ابرها عمود میگذرند و باران به افق می بارد ).
(جمعیت: یک نفر و لاغیر.)
30 شهریور بود که جهان با به دنیا اومدن من در پوست خود نگنجید پس باید احتمالا یه زلزله مهمونتون کرده باشم .
این وبلاگ سنگ صبور منه حرفای دلما میام اینهو کامیون باری توش خالی می کنم .
همینی که هست
فیضشو ببرین
ابراز وجود یادتون نره
---------------------------------
همیشه فکر کن تو دنیای شیشه ای زندگی می کنی برای کسی سنگ پرتاب نکن چون اولین چیزی که شکسته می شه دنیای خودته !
---------------------------

Home
Email
Night Skin